نورای من...وارد 27 هفتگی شدی....
دختر گلم....چند روز پیش منو بابا مهربدو بردیم کلوپ بازی اهنگو صدای بچه ها باعث شده بود شما زیاد تکون بخوری خیلی قشنگ بود حتی از رو لباس هام بابا بهزاد حس میکرد کلی میخندیدیم....میخواستیم دیگه برای شما هم ژتون بازی بگیریم جوجه جون....امروز صبح هم مامان رفت ازمایش قند داد ابکش شد سه بار خون گرفتن ازم....بابا بهزاد هم ازمایش داد...کلی خندیدیم....من پس فردا امتحان دارم بهم تقلب برسون...ههه ههه....مامانی دعا کن نمره خوبی بگیرم....بازم میام برات مینویسم کوچولوی من....
اینم یه تیکه از حلقه درته که خاله نمدی داره برات درست میکنه فرستاد ازش برات عکس میزارم.....
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


نورای من...وارد 27 هفتگی شدی....
